دکتر ابوالمعصوم پژوهشگر و نظریه‌پرداز سیستم‌های مدیریتی؛
هوشمندسازی، راه برون رفت از بحران کرونا است

بحران کرونا در نزدیک به یک سال گذشته اهمیت توسعه سیستم‌های هوشمند مدیریتی را بیش از پیش برای جهانیان آشکار کرد. بسیاری از کارشناسان معتقدند که بهره‌گیری از ابزارها و فضاهای سایبری برای هماهنگ‌سازی بخش‌های مختلف سازمانی و همچنین توسعه زیرساخت‌های ارتباطی برای تعمیق و تسهیل ارتباطات هوشمند در ساخت‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در زمان شیوع ویروس کرونا بهترین و کارآمدترین روش مدیریتی برای گذر از بحران است.

  • کد خبر: 231
  • نسخه چاپی
  • تاریخ خبر: پنج‌شنبه 6 شهريور 1399 - 02:49

دکتر محمد ابوالمعصوم، پژوهشگر و نظریه‌پرداز ایرانی حوزه هوشمندسازی سیستم‌های مدیریتی است که در هفت ماه اخیر طرح‌های‌ عملیاتی متعدد و متنوعی برای هوشمندسازی مدیریت کسب‌وکارها در زمان شیوع بیماری‌های واگیر یا شرایط اضطراری محدودیت‌زا تبیین و ارائه کرده است. او زاده شهر تفرش است و هم‌اکنون مدیریت مرکز مطالعات راهبردی هوشمندسازی سیستم‌های مدیریتی را بر عهده دارد. او در گفت‌وگو اختصاصی با خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی و پایش آثار اقتصادی کرونا (coronomy.ir) بر لزوم تغییر نگاه مدیریتی به پدیده‌ها و توسعه زیرساخت‌های ارتباطی و همچنین آموزش نسلی نوین از نیروهای انسانی برای تحقق هوشمندسازی سیستم‌های مدیریتی تاکید کرده است و این روش را مهمترین روش برای برون رفت از بحران کرونا معرفی می‌کند.

 

آقای دکتر! کشور ما با توجه به زیرساخت‌های ارتباطی و مدل توسعه‌ای که دارد، تا چه اندازه فضای کارآمد و مطلوبی برای تبیین هوشمندسازی فراهم می‌کند؟ به بیان دیگر در شرایطی همچون امروز جامعه ما، هوشمندسازی تا چه حد قابل اجراست؟

برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید نگاه و تعریف دقیقی از مفهوم و فرایند هوشمندسازی ارائه کرد. نکته نخست آن است که بدانیم هوشمندسازی اصولا ارتباطی با قراردادن چشم مسلح یا غیرمسطح برای پدیده‌ها یا فرایندها نیست. همچنین هوشمندسازی هم‌ارز هوش مصنوعی هم نیست. در واقع هوشمندسازی در ابتدای امر، مبتنی بر ایجاد تحول در نگرش، فهم دیگرگونه پدیده‌ها و ایجاد ارتباط ارگانیک با فرایندهای پیرامونی در دل ساختارها است. این تعریف را با ذکر مثال‌هایی در دل گفت‌وگو توضیح می‌دهم. با این مقدمه اگر بخواهم پاسخ پرسش شما را بدهم، باید بگویم اصولا هوشمندسازی برای اصلاح رویه‌های مدیریتی در موقعیت‌های غامض و پیچیده پدید آمده است. با این همه متاسفانه در کشور ما، هوشمندسازی محدود به ایجاد پسوند برای برخی کلمات شده است؛ مثل شهر هوشمند، مدرسه هوشمند، دولت هوشمند و ... این نگاه تقلیل گرایانه و نمایشی ارتباطی با مفهوم هوشمندسازی ندارد. قدم اول در هوشمندسازی، واسازی تمرکز مدیریتی است. در بسیاری از بخش‌های کشور ما مدیریت عمدتا بر اساس الگوهای کلاسیک تعریف و تبیین شده است برای مثال در تبیین استراتژی و تعیین چشم انداز، نگاه هوشمند وجود ندارد. در چنین شرایطی طبیعی است که استفاده از ابزارهای الکترونی و فناوری‌های نوین هم منجر به تحقق اهداف نمی‌شود.

همانطور که گفتم قدم اول در هوشمندسازی تغییر نگاه به پدیده‌ها و موضوع مدیریت سازمانی است. ما در مرکز مطالعات راهبردی تلاش کرده‌ایم مدل ایرانی هوشمندسازی را برای سیستم‌های مدیریتی کشور طراحی و عملیاتی کنیم. این مدل استاندارد ایرانی، کمک می‌کند تا هوشمندسازی سیستم‌های مدیریتی از ابتدای کار بر اساس یک الگوی بومی و علمی پی گرفته شود و با کنترل همه جوانب امر، به نتیجه برسد. این مدل در حال تجاری سازی است و به زودی نیز ارائه خواهد شد.

 

در واقع این مدل می‌تواند به کنترل بحران کرونا کمک کند؟ چگونه؟

کرونا بحران ایجاد کرد، اما باید بدانیم که هر بحرانی یک فرصت است برای محک زدن میزان تاب آوری جوامع! در کشور ما ظرفیت‌های بسیاری وجود دارد که می‌تواند بحران‌ها را تبدیل به فرصت توسعه کند. خوشبختانه مدل ایرانی هوشمندسازی نیز در همین راستا می‌تواند به کنترل آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی ناشی از شیوع کرونا کمک کند. نکته این است که بدانیم وضعیت کنونی کشورها پس از شیوع کرونا متفاوت از گذشته است. به نظر می‌رسد که فعالیت دولت‌ها در عصر پساکرونا در ساخت زیرساخت‌ها بیشتر خواهد شد و امریکا و قدرت‌ها بزرگ اقتصادی جهان، جای خود را در مناسبات تجاری و بین المللی به کشورهای مشترک المنافع منطقه‌ای واگذار خواهند کرد. در واقع هوشمندسازی به قول حافظ «از خلاف آمد عادت» بر پایه دخالت دولتی توسعه پیدا خواهد کرد. شاید بهتر باشد به جای واژه دخالت از مفهوم «کنشگری» استفاده کنم. به هر حال رونق فضاهای مبتنی بر وب در ساختار بازارها اگرچه با کنشگری دولت اتفاق خواهد افتاد اما توسعه پیدا خواهد کرد و راه خودش را خواهد رفت. به این معنی که در یک پروسه میان مدت مشاغل غیرمهارتی و بسیاری از مشاغل مبتنی بر حضور فیزیکی جای خود را به ساختارهای ارتباطی خواهند داد. در واقع کرونا یک مانور بزرگ برای عبور از دوران مدرن مدیریتی به دوران هوشمند مدیریتی است.

 

روش شما برای هوشمندسازی در ایران چیست؟

ببینید پیش از هر چیز باید نیروهای انسانی تازه‌ای برای دوران هوشمندسازی تربیت شوند، این امر نیازمند تحول در سیستم آموزشی مدارس است. اگر توجه کرده باشید در برخی از کشورهای جهان، سیستم‌های دورکاری، بهره‌وری بیشتری را نیز در پی داشته است اما در ایرانی این سیستم، موفقیت چندانی در بر نداشته است. علتش چیست؟ این که ساختار سازمان‌های ما و بسیاری از نیروهای انسانی شاغل در سازمان‌ها در فرایند آموزش و ایجاد امادگی برای کار تخصصی، با الگوهای کلاسیک مدیریت مواجه بوده‌اند. افزون بر این سیستم‌های مدیریتی نیز نتوانسته خود را با شرایط جدید کار کارمندان در منزل وفق دهد و نارضایتی دو سویه‌ای در این میان ایجاد شده است. این امر در درازمدت می‌تواند با کاهش دامنه دار بهره‌وری سازمان، منجر به ورشکستگی و تعطیلی سازمان‌های اقتصادی شود. در حالی که در برخی کشورهای رشدیافته حرف بر سر تداوم دورکاری حتی در عصر پساکرونا است باید گفت که اگر محدودیت اجباری ناشی از کرونا نبود، شاید هیچ سازمانی متقاعد نمی‌شد که دورکاری نیروهایش را تمدید کند.

آموزش و اماده‌سازی نیروهای انسانی اولین قدم در هوشمندسازی است. نکته دیگر توسعه زیرساخت‌های ارتباطی است. این بخش نیازمند استفاده از سیستم‌های ارائه اینترنت‌ نسل نو و توسعه دسترسی عمومی به ابزارهای ارتباطی نوین است. اما شاید مهمتر از همه این ها بازتعریف سازمان و ارتباطات درون سازمانی است. در یک سیستم هوشمند مدیریتی دو اصل «شیوه تعامل» و «جهت تعامل» میان اعضای یک سازمان، متفاوت از سیستم‌های مدرن یا پیشین است. هماهنگسازی بخش‌های مختلف سازمان یا بنگاه‌ها در جهت نیل به اهداف سازمانی، شیوه‌های مدیریتی نوینی را می‌طلبد. در این فضا تخصص مدیریتی اهمیتی بیشتر از مدل‌های قدیمی دارد. اصولا در مدیریت هوشمند، تمرکز به معنای کلاسیک کلمه وجود نخواهد داشت. اصولا برای درک اهمیت و تفاوت‌های مربوط به سیستم‌های هوشمند مدیریت باید بیش از هر چیز بر تفاوت نگاه مدیران به مسایل و پدیده‌ها تاکید کرد.

 

ارسال دیدگاه ها

پیغام شما با موفقیت ارسال شد
کاراکترهای باقی مانده : ( 1000) حرف